|
امروز یادداشتها و خبرهایی در مورد عادت ماهوار زنان نشر شده بود. با
خواندن چند تای آنها متوجه شدم که روز جهانی بهداشت قاعدگی است. رفتم چند
یادداشت خواندم و جستجو کردم تا بدانم که چرا این روز مهم است. در گذشته هم
کم و بیش در این مورد میدانستم و از نیاز اطلاعرسانی و مبارزه با
ذهنیتهای ضد زن و نجسپنداری زنان خبر داشتم ولی به جزئیات این مساله توجه
نکرده بودم. امروز متوجه شدم که در این مورد سواد کافی نداشتهام.
در جریان جستجو چیزهای فرعی و چند نکته مهم آموختم که اینجا با شما شریک
میکنم.
اول) چرا ۲۸ می؟ روز جهانی بهداشت قاعدگی روز بیست و هشتم (۲۸) ماه پنجم
(۵) هر سال است. این اعداد را از نظام قاعدگی گرفتهاند. رحم دختران و زنان
از شروع بلوغ (شروع نوجوانی) تا آغاز یائسگی (زمانی که دیگر مادر شده
نمیتوانند) هر ماه بهخاطر بقای نسل آدمی آماده بارداری میشود. بین دو
دور قاعدگی معمولا ۲۸ روز فاصله است و هر قاعدگی ۵ روز دوام میکند. روز ۲۸
ماه ۵ هر سال از اینجا گرفته شده است.
آن چند دهه عمر مثمر زنان که باید پاکترین و زیباترین دوران زندگیشان
باشد، متاسفانه از گذشتههای دور به دلیل ناآگاهی انسان از علت خونریزی
باعث سوء برداشت و تفاسیر دردناک گشته است. خون ترسناک است، و اگر منبع خون
زخم آشکار نباشد هم ترس و هم توهم خلق میکند. از اینرو، آدمها به پناه
فرهنگ و مذهب و مردسالاری زنان را در این دوره عمر مثمر و زیبایشان به
دیده شک نگاه کردهاند. عادت ماهوار زنان را به جن و آسمان و بلا ربط
دادهاند.
دوم) ضرورت آگاهیدهی: امروز با طرح سوال و جستجو برای پاسخ آنها، متوجه
شدم با آنکه همسر دارم و از عادت ماهوار زنان و دردسرهایش با خبرم، ولی
هنوز از عمق این دردسر تاریخی بشر اطلاع لازم را نداشتهام. من امروز متوجه
شدم که کتابهای مقدس شکنجه و اذیت زنان را بهخاطر عادت ماهوار، رسمیت
بخشیده بودهاند. در کتاب لاویان (بخشی از عهد عتیق که برای یهودیها و
مسیحیان رسمیت دارد) احکام ترسناکی درمورد زنان هنگام عادت ماهوار صادر شده
است. عکسی از چند جمله آن را شریک کردهام که حکم میکند زن در در دوران
عادت ماهوار «نجس» است، هرکه به او دست بزند «نجس» است، بر هرچیزی که
بخوابد آن چیز «نجس» میشود و هر کسی که به بستر آن زن دست بزند «نجس»
خواهد بود.
این نجسخوانی زنان در آن روزهای مهم زندگیشان به تورات محدود نمانده است
و خاص ادیان ابراهیمی هم نیست. تمام جهان بیخبر از علم تن و خون و تولید
مثل، به قاعدگی زنان با ترس و توهم برخورد میکردهاند، هنوز چنین است. در
افغانستان هنوز زنان بخاطر این ویژگی بدنشان که به زندگی همه ما ارتباط
دارد و منبع بقای ماست، چون تابو و چیزی مرموز و زشت برخورد میکنند و زنان
را بهجای حمایت منزوی میکنند، بهجای سپاسگزاری دشنام میدهند، و به جای
جشن بلوغ و ظرفیت بارداری مادران آنان را تنبیه میکنند.
سوم) ضرورت این آگاهی تنها به تابوشکنی و ننگزدایی محدود نمیماند. زنان
در دوران قاعدگی به حمایت مادی و زیربنایی و قانونی نیز نیاز دارند. مادران
در دوران قاعدگی در محیط کار، در بازار و در خانواده به حمایت نیاز دارند.
برخی زنان در آن روزها تب میکنند، سردردند، دچار ناآرامی روانی میشوند.
محیط کار و خانواده باید آگاه باشد که زنان در آن روزها تمارض نمیکنند،
بلکه واقعا جاندرد و ناآرامند، وضعیت ویژه دارند و اگر لازم شود (همه زنان
چنین نیستند) باید از کار رخصتی داده شوند و در خانه فرصت استراحت بیابند و
به خوراک و آبشان توجه بیشتر شود. تشنابها باید با نیازهای زنان عیار
شوند، و ضرورتهای بهداشتی زنان در آن روزها به بخشی از بودیجه خانواده و
کشور انعکاس یابد. بلی کشور، چون محصولات بهداشتی که زنان نیاز دارند اگر
بسیار رقابتی و قیمت باشند باعث محرومیت زنان میگردد و دختران محروم و
زنان محروم نمیتوانند با ذهن راحت به محیط کار بروند و در جمع دوستان و
خانواده با آرامش حضور یابند.
من این چیزها را امروز آموختم و با شما شریک کردم. |