کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       بهرام هیمه

    

 
مؤکول

 

 


باغ می‌افتد به دست باغبان دیگری
زندگی‌ام را زن نامهربان دیگری...

آرزویم بود که
از من شوی اما نشد
می‌رسم به آرزویم در جهان دیگری

فارسی زیباست، حیفش می‌شود با شعر من
بعد از این شاید بنالم با زبان دیگری

بی‌پناهی پخش می‌گردد درون خانه‌ها
یک نفر را کشته می‌افتد به جان دیگری

من به تو امیدوارم، من مگر از خاطرت
مرگ را مُوکول کردم به زمان دیگری

فرض کن که می‌روند از سرزمین تو، چه سود؟
شهر را باری دگر آدم‌کشان دیگری...

فرض کن در این نبرد سخت افتادم، چه غم؟
بعد من پرچم برافرازد جوان دیگری

هیمه

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل   ۵۰۵    سال بست‌ودوم         جوزا    ۱۴۰۵     هجری  خورشیدی                                   اول جون  2026