|
از گپ های گلِ تو
نیلوفر و گلاب می بویم
شراب می نوشم
موسیقی می شنوم
تازه می شوم دوباره می بالم
دوباره می رویم
کنار تو ،بی پروای همه چیز
به کودکی هایم بر می گردم
کنار تو خواب ها
لاژوردینه، پُر از پرواز
در آبی های بی پهنا
پهلوی تو پهلوانم
شاد بی باک ، نستوه
بیگانه با اندوه
چکیده ی سخن یار جان؛
هر زمان گپی از زیبایی
و از خوبی ست
همه را در تو می بینم
عشقِ تو
اشراق و شوقِ نیایش ها
مهرِ تو طلسم گشایش ها
آذیش
|