کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          ساجده میلاد

    

 
قمار باز

 

 

رفت آهسته ، سمت دریاچه
زن ،با دو تا کوزه ی گلی و گرنگ
او غم و درد زایمانش را
گریه کرد گفت با گیاه ،با سنگ


باز ،سمت گندم زار قریه و ده
رفت ،تاشام خوشه ها را چید
با خودش گفت درد تلخش را
چادر درد را، به خود پیچید

رفت از کوچه های تاریکی
جانب خانه سوی تنهایی
سقف و دیوار کهنه و غمگین
یک تن خسته ،یک سر واهی


کرد شیطان چراغ را روشن
رفت باشوق سمت گهواره
تا در آغوش گیردش با مهر
جان مادر گفت و ،مه پاره

رفت با اشتیاق بیش از حد
کودکش را به نام جار زده
ای دریغا که دید کودک نیست
شوهرش طفل را قمار زده


قریه غرق سکوت و خاموشی
شب و شیطان چراغ و اندوه بود
زن خودش را به دار زد آرام
در کنار غمی که چون کوه بود

زن بد کاره بود ،کشتندش
گشت فردا، چنین آوازه
سرنوشت زنان چنین بوده
قصه ها کهنه زخم ها تازه
 

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل    ۴۹۲/۴۹۳      سال بیست‌‌یکم         عقرب/قوس    ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی    شانزدهم نومبر تا شانزدهم دسمبر   ۲۰۲۵