کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          مرضیه جعفری

    

 
دریای کابل

 

 

وضعیت آشفته دریای کابل که در موجی از بی تفاوتی ها و سهل انگاری های مردمی گرفتار آمده، روح نیازمند به طبیعت خداوندی را آزار می دهد. در میان خسته گی های شهر و شلوغی های ناشی از اعمارهای خودسرانه منازل و دكان ها، ترافیک نامنظم، رفت و آمدهای غیرضروری و سیل عظیم جمعیت که انفجار جمعیت در شهر کابل را باعث شده، طبیعت زیبای خداوندی که دریای کابل نام گرفته و از روزگار قدیم همواره مهد آرامش برای روح زنگار گرفته مردم این دیار بود، حالا به زباله دانی بیش تر می ماند تا به یک رودخانه زیبا که شریان آب و موج های دل انگیزش، روان را بنوازد و چهره ای زیباتر به شهر خسته ببخشد.


در میان قله های قد برافراشته که چون حصارهایی بلند کابل را در میان گرفته اند، دریای کابل نمادی دیگر از زیبایی این شهر بود که با خروشیدن در میان لابه لای اعضای بدنه شهر چون رگ های خون، جانی دیگر به آن می بخشید و مردم این دیار که روزگاری زیبایی پسندتر از حال می نمودند، با قداست و احترام به آن می نگریستند و هر از چندگاهی ملال روزگار خویش را در کنار دریای زیبا، آسوده و غبار خسته گی را از آب زلالش از چهره می زدودند، اما اینک این جا را زباله دانی بزرگ در مرکز شهر ساخته اند که ضرورت های خود را مرفوع بسازند.
کسی گوشه ای از آن محل را شست وشوی موترها قرار داده، کسی سبزی های بولانی را می شوید و دیگری آن جا را بیت الخلا پنداشته و رفع ضرورت می کند، گوشه ای دیگر نیز فروشگاه ها است و صاحبان بی خرد آن ها، کثافات خود را داخل دریا می ریزند و....
با این وجود هنوز هم تقصیرات به گردن شاروالی انداخته می شود و تنظیف شهر را مقصر می انگارند، اما نه، این بار خود مردم مقصر اصلی این ظلم بزرگ به طبیعت کابل هستند؛ آنانی که فرهنگ شهرنشینی را به فراموشی سپرده و زیبایی شهر را به آسایش فردی خویش فروخته اند؛ آنانی که روزگاری شهرمان را خانه خویش پنداشته و تنظیف آن را وظیفه مسلم خود می پنداشتند.


آری همین مردم!


این ها که جنگ ها و ویرانی ها را بهانه ساخته و منطق شان بر آن است که دریای کابل نیز متاثر از آن است، اما نه، جنگ و ویرانی به مسئولیت پذیری و عدم برخورداری از روحیه شهروندی ارتباطی ندارد. کجاست آن مردمی که به پاکی و طهارت معروف و زبان زد بودند؟! کجایند آنانی که زیبایی شهرشان به مثابه فرهنگ و هویت ایشان بود؟!
دریای کابل نیز با فراموشی روحیه شهروندی مردم به خشکی گرائیده و بی توجهی آنان را این گونه پاسخ می دهد. شاید می خواهد بگوید که طبیعت خداوندی که جلوه ای از جمال اوست، لیاقت می خواهد که فعلا از میان مردم رخت بربسته است.
دریای کابل در میان سیلی از بی توجهی ها و توهین مردم به طبیعت به سر می برد، مردم بی توجه به شهر و فردای آن حتی به نسل های آینده که برخورداری از طبیعت دریای کابل حق مسلم آن هاست، جفا کرده و در طول تاریخ به بدنامی یاد خواهند شد.
به راستی چرا فرهنگ شهرنشینی در میان این مردم کم رنگ شده است؟ چرا حس وطن دوستی و عشق به این خاک در قلب های مردم این دیار فسرده و برای حفظ طبیعت شهر و کشور خویش تلاش نمی كنند؟! آیا این است آن دیار که عشق ورزیدن به آن افتخارمان بود و طبیعت زیبایش مایه فخر و عزت مان؟! آیا این دریا، دریای همان کابل زیبا و مثال زدنی است که طبع شاعران را به شور می آورد و شعرها درباره اش سروده می شد؟!
بیائید از خود شروع کنیم. چه قدر به دریای کابل اهمیت داده ایم؟ آیا تا به اکنون گوشه ای از آن را پاک نموده و سهمی در پاک سازی اش گرفته ایم؟ آیا غیر از تاسف و سر تکان دادن به نشانه ناراحتی کار دیگری کرده ایم؟ آیا این شهر تنها متعلق به کارمندان تنظیف شاروالی است که تا بحث جمع آوری کثافات پیش می آید، مردم یک صدا شاروالی را مقصر می دانند؟! نه، نه تنها سهمی در پاک سازی این دریای از خروش افتاده نداریم، بلکه خود نیز اکثر اوقات در آلوده کردن آن سهیم بوده ایم.v روحیه شهروندی و شهرنشینی در ما مرده است و در ظاهر خود را شهروند کابل می دانیم، در حالی که به دلیل هیچ گونه تعهدی نسبت به این شهر نداریم، نه نسبت به این شهر، بلکه نسبت به دیار خسته مان که سه دهه جنگ و ویرانی هنوز غبار غم و اندوه را بر چهره دارد نیز، فرزند خلفی نبوده ایم.


بیائید بپذیریم که در حق وطن و دیارمان، کابل به عنوان پایتخت و دریای آن به عنوان نماد زیبایی کابل بد جفایی نموده ایم. بپذیریم که فرزندان خوبی برای وطن مان نبوده ایم. بپذیریم که دریی کابل را عذاب داده ایم و طبیعت زیبایش را که خداوند ارزانی مان داشته بود، خدشه دار ساخته و از روحیه شهروندی فاصله گرفته ایم.
بیائید بار دیگر به این بی توجهی ها و تعهد نداشتن ها در قبال شهرمان پایان داده و از خود برای پاک سازی دریای کابل آغاز نمائیم.
دیر شده، اما نه برای همیشه. آغاز، هنوز هم برای ما ممکن است. یا علی مدد!

 

 

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل    ۴۹۲/۴۹۳      سال بیست‌‌یکم         عقرب/قوس    ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی    شانزدهم نومبر تا شانزدهم دسمبر   ۲۰۲۵