کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 





 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          لیمه افشید

    

 
دیدی به لب رسیدن جانم را؟

 

 

می‌بینمت‌، دلم نوسان دارد، چک می‌زنم خطوط لبانم را
با جبر قورت دادم، با سختی، ترشیدگی آب دهانم را

دستم کجاست؟ روی زمین، پایم از شانه­‌ام رها شده، آویزان
حرفم درون حنجره می‌خشکد، لکنت تنیده دور زبانم را
تا س س س سلام، دلم صدبار تا حلق من رسیده و برگشته
نامم پرید از دهنت،
« جانم» !
دیدی به لب رسیدن جانم را؟
بین جهنم دهنت الکل، روی لبم شراب خوری غمگین
پر کرده‌ای همیشه لبالب، از آرامشی عمیق جهانم را

خاک مرا به مردگی آغشتند، تنها تو رشته‌ی نفسم استی
که قادری تکان بدهی باعشق، صد سال قلب بی ضربانم را

می‌بینمت، و چشم که می‌بندم محکم، بغل گرفته تورا چشمم
آنسوی مرزهای تنم گاهی محکم بغل بکش هیجانم را

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل    ۴۹۲/۴۹۳      سال بیست‌‌یکم         عقرب/قوس    ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی    شانزدهم نومبر تا شانزدهم دسمبر   ۲۰۲۵