|
دلم تنگه، دلم تنگه خدایا
به کابل مشنوم، جنگه خدایا
اگر کابل روم من، کشته میشم
به خارج شیشتنم، ننگه خدایا
بیا ای دل، بیاد دلبر خود
شویم آخر، سپند مجمر خود
بود روزی که آن سنگیندل ما
بگرداند مرا، گِرد سر خود
الا ای مرغ خوش خوان و خوش آواز
بیا با این دل افسرده، میساز
صدای تو، پیام عشق آرد
نوای تو گره بکشاید از راز
نوای بلبلان از جلوهٔ حسن چمن سازت
فعان عاشقان دز جستجوی طرز آغازت
تو بالاتر از آن مهری، تو افزونتر از آن ماهی
چو شنبم آب گردم، تا شوم من آشنا رازت
|