کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          کریمه شب‌رنگ

    

 
درخت‌ها

 

 

به تبرها فکر نکرده بودند
هنوز از شرمِ پستان‌هایی که بی‌اجازه لمس شدند
سر بلند نکرده بودند که
هوا را به تاراج بردند
آب را با زبان‌های چرکین آلوده کردند
خاک را باید پنهان کرد
چون بوی تنِ زنانه دارد
بوی تنِ زن
گناهی نابخشودنی‌ست
سنگ‌ها را سنگسار کردند
چون ردِ سرخِ لبانِ دختران هنوز تازه بود
بوسه‌ها را
هر روز
تیرباران می‌کنند
دخترِ گم‌نامی نوشته بود
بر تنِ درخت:
من رویاهایم را دفن نکرده‌ام
در ران‌هایم نوشته‌ام رهایی
و فریاد می‌کشم:
"بهشت به سرزنشش نمی‌ارزد"
من زنی صبور نیستم
که کلمات را از سفره بدزدند
و بگویند:
تحمل کن، خدا مهربان است

 

 

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل    ۴۹۲/۴۹۳      سال بیست‌‌یکم         عقرب/قوس    ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی    شانزدهم نومبر تا شانزدهم دسمبر   ۲۰۲۵