|
از آه پشت پنجره بسیار دیدهام
یک مرده را به تار نخِ دار دیدهام
یک زن که لای پیرهنش پیچ خورده بود
ساکت میانِ حلقهی دیوار دیدهام
دلتنگ، خسته، مضطرب و آه دل پریش
بی بال گشته را که دلافگار دیدهام
ذوقش نفس نداشت در این فصلهای گنگ
تکفینِ ذوق زنده به تکرار دیدهام
دلتنگ یک مخاطبِ که حرف بشنود
آن حرف بغض حنجره را خوار دیدهام
اینجا زنی به گردنِ خود دار میزند
از بس که لای پیرهنش خار دیدهام
بهاره ابرار یعقوبی
|