کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          محمد یوسف عمران حیران

    

 
زنده باد ناشناس،
‎به بهانه نودویکمین سالروز زندگی وی

 

‎به بهانه نودویکمین سالروز زندگی این هنرمند پاینده و پایاکه در بیش از هفتاد سال کار و فعالیت هنری عاشقانه و عارفانه خواند و نماد موسیقی اصیل و معاصر افغانیست،
‎چون نی به نوا آمد بانغمه مستانه،

‎زه خو شرابي یم، شیخه څه راسره جنګ کړې
‎برخې ازلي دي، کشکې ما د ځان په رنګ کړې

‎ناشناس تنها وفقط با صدای خوب خودرا نشناسانده ؛ او کسی است که هویت هنریِ مستقل دارد و وقتی می‌خواند، شنونده درک می‌کند که او صاحب‌سبک خود است یعنی تقلید نمیکند و در انتخاب شعر حس بیدار ، آگاهی ژرف ، سلیقه سالم دارد وکمپوز و موسیقی آهنگش نیز دلکش و پذیرفتنی شنونده است. اونیک دانسته چگونه وازکجا شروع کند و با سر، آوازش را، متانت بخشیده وبرای بازتاب احساسات مخاطبینش باساز همساز کند.
‎ناشناس در کنار این که یک آواز خوان منحصر بفرد خود است از موسیقی وشعر و زبان ها نیز فهم ژرف دارد. او مسوولانه وبا تعهد به خویشتن در گذر پر از احساس موسیقی که هر قدمش عبور از نجوا وزمزمه و ساز وصداست باسنجه های درخور و شایسته پا نهاد و به آواز خوانی پرداخت و با پاسخ گویی به نیاز روحی شنونده و فطرت خالی از ذوق شهرت‌ها ی هنر پرداز خودش ثابت کرد که کار بی عیب ونقص، ثبت ذهن و صفحه ی تاریخ هنر آواز خوانی افغانستان می‌کند و با اعتماد بنفس توانست پاسخ پرسش ناشناس کیست همگان را، با صراحت شایسته بدهد که ناشناس کیست.
‎او با اجرای پارچه های پرشنونده در زبان های فارسی، پشتو واردو نشان دادکه کارش وانتخابش ارزشمند و برازنده تحسین است و با تعهد و اصالت در فعالیت هنریش روی صدا وآثارش برای همیشه قیمت گذاشت و از شنونده هایش حساب برتر گرفت.
‎ناشناس دارای مدرک تحصیلی دکترا در زبان وادبیات پشتو است ضمنا درزمینه های اقتصاد و زبان وادبیات روسی نیز آموزش دیده است درکنار اینها آواز خوانی رانیز با این اصالت ومعنی پذیرفت که آواز خوانی یک هنر نه، چند هنر است ودر نمایش پایستن این امر نیز نیک درخشیده و ستاره.
‎وی در اظهارات اخیرش بعنوان یک گویشور وداکتر زبان وادبیات پشتو یاد آوری نموده که روی ارزش های غنایی آن زبان در افغانستان هیچ کاری صورت نگرفته و‎در مورد مولفه های ارزشی و قدامت آثار ادبی زبان پشتو بخصوص پته خزانه پرداخت که بنابر اظهارات وی براساس روا دید رژیم سلطنتی تدوین ونشر گردیده بود، و اینکار وی درصفحات رسانه های جمعی خیلی بحث برانگیز هم شد ولی هیچ دلیل قانع کننده برای رد نظرش بمیان نیامد و بیان نشد.
‎ ناشناس به آواز خوانی برای هیاهو و برای شادی دلخواسته اش بعنوان یک تفنن نپرداخت بل روح سیال و پر از خواسته هنرورزش اورا به این دنیا کشاند و با ریاضت بایسته وپایا و دقیق صدایش را باپختگی آمیخته با حس نه احساسات نمایشی، در موج‌های ساز رها کرد و با موسیقی برای تازگی بخشی ورفع نیاز های درونی و روح هنرمند خودش و شنونده هایش تن به تقدیر سپرد وصدایش را در اذهان مردم ضبط کرد. او برگزید و علیرغم خواست ها و قضاوت‌های ترنجیده افراطی وبینهایت محدود وبسته محیط بخصوص اطرافیان نزدیک و متعصبش اول برای همانهایی خواند که با زبان های پرازسخن نیش، آزارش دادند ولی بعداً به اجرایش احسنت گفتند.

‎ناشناس آگاهانه وهمیشه در کنار ارزندگی های انسان و کرامتش ایستاد و صدایش را ابزار معامله با بی‌ارزشی‌ها نساخت ودرکنار ارائه ی آثار شایسته با محتوی دلپذیر به زبان‌های فارسی پشتو و اردو ازیک هنرمند بااصالت آیینه داری کرد. او نشان داد که «هنر نه گفتن» را خوب می‌داند؛ نه گفتنیی آگاهانه در برابر هیچ که با شهامت در برابر سیاستمداران و ارکان بزرگ حکومتی برای حفظ اعتماد، ارزش و اصالت هنری‌اش اظهار کرد ونخواست اعتماد هنری‌اش مورد استفاده در مقاصد سیاسی قرار گیرد چنین آوازخوانی پیش از آن‌که هنرمند باشد، انسان خردورز است؛ کسی که میان شهرت و شوکت، هردو را دارد و می‌داند که هنر، وقتی ماندگار می‌شود که از عقل، وجدان و مسئولیت فردی و اجتماعی ریشه گرفته باشد.
‎.
‎ناشناس با ذوق سرشار وآسمانی، طبع سلیم و سلیقه سالم بهترین سروده های شعری را به زبانهای آشنا (فارسی ،پشتو واردو) با دل وزبانی روشن وصمیمی برای همه ارائه کرد.او با اینکار سفیر صلح است و سفیر اعتماد وپذیرش وهمدلی و همزبانی ودرک احساسات همدیگر بین انسان‌ها.
‎سرود های نغز را با هم آهنگی شیرین بین لفظ وصدا به هم آمیخت که تعداد شأن بیشتر از سد ها آهنگست. هنرمند ما بانتخاب اشعار فاخر و فلسفی، از بیدل خواند از مولانا، از حافظ و سعدی و هم، حمید بابا رحمن بابا، اقبال لاهوری و شاعران بسیار دیگر متقدم ومعاصر وباهمین هوده های برازنده اصالت ووقار هنریش راکسب کرد.


‎ گوهر اصلی اجرا های ناشناس مایه گرفته از اساسات موسیقی با اصالت هندوستان است که یکی از کهن ترین ، تاثیر گزار ترین وپیشرو ترین قطب موسیقی در جهان است. ناشناس اساسات موسیقی کلاسیک را براساس سفارش اعلیحضرت محمد ظاهر شاه در هندوستان فراگرفت. او گاهی کاپی هایی از هنرمندان هندی نیز خوانده است، درافغانستان مثل سایگل آواز خواند و اولین بار ویک بار با یک بانوی آواز خوان، آنجلی بنرجی که خود از شاگردان استاد بیگم اختر بوده وغزل وکلاسیک خوان هندوستانی میباشد چند آهنگ دوگانه بزبان‌های پشتو واردو اجراکرد که هم خوانی صدای توانمند و اجرای عالی هردو بی‌حد مورد استقبال، آفرین گویی ونکو داشت شنونده هاوبیننده های رادیو و تلویزیون قرارگرفت.


‎ناشناس باوجود اینکه ارائه کننده هنر ارزشمند باشیوه های خاص و دقیق خود است، هیچگاه بلوغ فکری و سلامت شخصیتش اورا وانداشت تا بزرگ‌نمایی کندواز نام وچهره‌ی خود در اذهان تصویر استادانه یا من برتر بسازد او در بیشتر از هفتاد سال کار هنری‌اش نمایاند که احترام واقعی را نه با مجسمه و عنوان، بلکه با ارائه ی دست آورد پذیرفتنی باید بدست آورد و ماندگار شد وبا فروتنی نشان داد که به‌جای حک‌کردن نامش بر سنگ، رد پایش را در دل مردم باقی بگذارد. او با شهامت بدیگران اجازه داد درباره‌اش قضاوت کنند، نه این‌که خودش پیشاپیش برای خود مقام و تندیس بسازد.


‎بلاخره ناشناس دیگر یک نام است و یک صدا، صدا ونامی یاد آور یک اصالت انسانی که در حافظه‌ی جمعی زنده خواهد ماند ونفس خواهد کشید.
‎عمر این هنرمند با رسالت پربرکت ودلش آسوده از غم‌ها باد و موفقیت پربارش بعنوان یک هنرمند مردمی وپذیرفته شده مبارک خودش و همه مشتاقان هنر اصیل وبا جوهرش در روزگاری که هنر درافغانستان نفی میشود وجای هنر و ادبیات را در رسانه ها یا صفحات اجتماعی حرف های ناشایست برخواسته از سیاست‌های خام ونابخردانه با نوعی تشنج انباشته.

 

پایان

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل    ۴۹۷     سال بیست‌‌یکم         دلو    ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی                اول فبوری 2026