کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

         ریحانه اندیشمند 

    

 
فداکاری

 

 

مُردن، اگر از شوق ــو باشد، نیرزد
بی‌عشق تو،صد سال عبادت نیرزد

دل را که ز شمع تو فروزان نسازد
آن شعله که از غیر تــو آید، نیرزد

در خلوت شب‌های غریبی، ز تو دور
آرامش و خـــــواب سعادت نیرزد

ای آن‌که فقط با تو دلم زنده بگردد
بی‌وصل تو، جانِ پر از عادت نیرزد

گفتم به دلم،صبرکن ای بی‌خبرازعشق
صبری که نباشــد به عنایت، نیرزد

با یاد تو، هر لحظه شکوفاست وجودم
بی‌نام تــو، گل هم به طراوت نیرزد

راهم همه اخلاص و نگاهم همه امید
دستی که نـــــگیرد کــــرامت، نیرزد

گفتم به خدا: گوهر اندیش شد ازعشق
عشقی که نباشــــد به صـــداقت، نیرزد

ریحانه اندیشمند
۱۰/۲/۱۴۰۴ تخار
ساعت ۱۰:۲۵

 

شعار آزادی

اگر امروز بر دوشم نهادی بار هجرت را،
به فردا دل ببند ای عشق،بنگر انتظارم من.

فراموشی نمی‌گنجد در آیین خردمندی،
که من فرزنده‌ دانا‌ی دل تاجیک‌تبارم من.

سرودِ آشتی، فریادِ من در کوه و صحراهاست،
به دوش خود سلاحِ واژه و خونین‌نگارم من.

مپنداری شکستت دادم و دیگر نمی‌جنگم،
که در هنگامه‌ی حق، آتشم، سیلاب‌وارم من.

تو تسلیمم مخواه، ای خصم! من ماه شب تارم،
قلم در مشت و در جانم، هزاران ذوق دارم من.

مرا با زر نیازی نیست، با کفرت نسازم من،
که بر دستان ظلمت هیچ امیدی ندارم من.

به جاه و تخت نیازی نیست،ز نیرنگِ تو دورم من،
نه با شیطان نشستم، نه به سودش اختیارم من.

منم آن ریشه‌ی آزاد، از نسلِ شهیدانم،
نه سر خم کرده‌ام هرگز، نه از ایمان کنارم من.

منم "اندیشمند"، از آن تبار نور و روشنگر،
به میدانم اگر خوانی، بیا! آماده‌کارم من.

ریحانه اندیشمند
۲۲/۱۰/۱۴۰۴ کابل

 

 

 

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل    ۴۹۶     سال بیست‌‌یکم        جدی/ دلو    ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی                شانزدهم جنوری 2026