کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          خالده تحسین

    

 
حماسه‌ی درد

 

 

کسی با من نگاه نسترن را قصه می‌سازد
نگاه لاله‌ی داغ و سمن را قصه می‌سازد


کسی با من ز تاکستان پیر دورهای دور
شراب سرخ تاریخ سخن را قصه می‌سازد


ز دیوان بزرگ پیر بلخ و عاشق سرمست
گلوی شمس تابان‌پیرهن را قصه می‌سازد


کسی آواز می‌خواند،چه آوازی حزین و تلخ
شب تنهایی آن بی‌وطن را قصه می‌سازد

 

دمی سر می‌نهد بر دامن اسطوره‌های دور
دمی حماسه‌ی درد دمن را قصه می‌سازد


به پاس اشک‌های رابعه آن دخت بلخ ما
دل حسرت‌کش چون او و من را قصه می‌سازد


کسی ره می‌برد در کنج ملک بی‌کرانی‌ها
رهایی دل بی‌آز و تن را قصه می‌سازد


نمک‌ریز است زخم سینه‌ی تاریخ ملک ما
جفای ناسپاسی زغن را قصه می‌سازد


کسی آهسته می‌گوید:بیا بامن،بیا با من
امید وصل پر وهم کهن را قصه می‌سازد


حریم خاطر پر ماجرای عاشقی‌ها را
یکایک او گل و سرو و چمن را قصه می‌سازد


کسی در من،کسی با من،میان هر نفس لغزان
حضور آتشین نام زن را قصه می‌سازد

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل    ۴۹۵     سال بیست‌‌یکم        جدی    ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی                    اول جنوری 2026