|
بهرنگ دیده مجنون کشیده لاله پیاله
ز خون پر است هنوز این هزار ساله پیاله
چگونه جان برم آسان زتیر غمزه مستش
پر یوشی که کند نرگسش قبا له پیاله
ز سرخ رویی خوبان نه هیچ واقف رازی
خورند خون دل عاشقان پیاله پیاله
حریف نرگس مستش نشد شراب دوساله
که برده از نگهٔ شوخ او حواله پیاله
دو چشم او نه نشینند بی می از شب دوشین
بهطرف ماه عذارش گرفته هاله پیاله
طرب مناسب عاشق نبود و دوش گرفتم
به جای بادۀ رنگین فغان و ناله پیاله
چنانکه عشق ز«سرشار» ما گرفته عنانرا
کشد قباله پیاله شود رساله پیاله
٨ قوس ١٣٤٠
کابل - ابن سينا وات
|