کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

             دکتر قیوم قویم

    

 
چراغ ها را تایکی کشته است

 

 


دیریست پر واز مرغ روشنایی را
احساس نمی کنم
آیا
این مرغ
از دنیای من به جای دیگر کوچیده است
تا انسان های آن را
از گزند تاریکی برهاند
نه هیچ جای دیگر
ازدنیای من
تاریک تر نیست
این جا
همه چیز در کام انجماد فرور رفته ا ست
احساس
ترحم
وچیز های دیگر
پس
ای مرغ روشنایی
به آشیانه ات
به دنیای من باز گرد
این جا
چراغ ها را تاریکی کشته است
و در سوگ آن
هر کوی و برزن می نالد
این جا
کبوتر ها در حصار تاریکی اند
و آزادی پر واز شان
در آن گور مدفون است
این جا
گیا هان ودرختان نورسِ آواز را
مجال قد کشیدن نیست
و آنان را دست های زهر آگینی خشکانیده است
برگرد
وچنان با گرمی پرواز کن
که شراره های جهنده ی بال های تو
همه آفاق را فرا گیرد
تا آرزو واحساس یخ بسته آب شود
وتاریکی در حریق نامرادی بسوزد
قیوم قویم

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل     ۴۸۸       سال بیست‌‌یکم         سنبله/ میزان    ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی        شانزدهم سپتمبر   ۲۰۲۵