مسألهٔ دیگری که به بررسی آن میپردازیم، رابطه میان شرایط اجتماعی و آن
فرهنگی است که به لحاظ زمانی وابسته به شرایط اجتماعی در یک دورهٔ معین
است. در این جا به بررسی ساز و کار هایی پرداخته میشود که شرایط اجتماعی و
فرهنگ یا ایدئولوژی از راهِ آنها در پیوند قرار میگیرند. این جا، فرایندی
از اثرگذاری دو سویه، سازگاری و انطباق وجود دارد. این فرایند کلیدی است که
شناخت آن پاسخ به بسیاری از مسائل را باز خواهد کرد. برای بررسی روابط
متقابل پیچیده یی که این فرایند را شکل میدهد از چهارچوبی مفهومی بهره
خواهیم گرفت. در این جا تمایزِ مفهومی میان سه فرایند متفاوت، از لحاظ
تحلیلی، که با هم فرایند " پیوند" را شکل میدهند قائل خواهیم شد.
فرایند نخست "تولید" است. اندیشه ها صورتبندی و پردازش میشوند، سخنرانیها و
موعظه ها ایراد میشوند، گفتمانها به وجود می آیند، کتابها و جزوه ها نوشته
میشوند، دوره های درسی تدریس میشوند و روزنامه ها چاپ و پخش میشوند.
محصولات فرهنگی اغلب به اندازهٔ بسیار زیاد و به گونهٔ انبوه تولید میشوند.
در بارهٔ منابعی که این تولید را امکانپذیر میسازند میتوان به طرح پرسشها
پرداخت.
فرایند بعدی انتخاب یا گزینش است. هنگامی که اندازهٔ زیادی از محصولات و
تولیدات فرهنگی آفریده شدند، فرایند انتخاب آغاز میشود. نویسنده گان برخی
ژانر ها را برمیگزینند و بقیه را کنار میگذارند؛ سخنرانان برخی سبک های
خطابی را بر بقیه ترجیح میدهند؛ برخی مکاتب فکری مسلط میشوند و جای برخی
دیگر را میگیرند؛ اندیشه ها و همچنین نفوذ برخی رهبران بیش از دیگران شگوفا
میشوند؛ اندیشه های نو جایگزین اندیشه های قدیمی تر میشوند و به نظر میرسد
که برخی از اندیشه های نو میتوانند در پاره یی از بافتهای اجتمماعی به
مخاطب مناسب خود دست یابند. ممکن است عواملِ فرایند های گزینش از عواملی که
صرف تولید را پیش میبرند متفاوت باشند. برخی منابع به سمت گونه های خاصی از
ایدئولوژی ها سرازیر میشوند؛ برخی ژانر ها نسبت به بقیه به شکل مطلوبتری با
محیط و شرایط جدید سازگار میشوند. در کُل، میزانی از تناسب یا پیوند میان
اشکال گفتمان و بافتهایی که یک گفتمان معین در آنها به وقوع می پیوندد،
وجود دارد. بالآخره میتوان از نگاه تحلیلی از فرایند " نهادینه شدن" به
عنوان فرایندی ممتاز سخن گفت. ساز و کار های معمول برای تولید و پخش اشکال
خاصی از گفتمان به میان می آیند؛ برخی نویسنده گان به دلیل سبک ادبی ویژه،
شناخته و مشهور میشوند. این سبک در یک اجتماع ادبی خاص مطرح و ابراز میشود.
برای تضمین پایداری یک مکتب یا عقیدهٔ خاص ساختار مذهبی یا باورمندی تعریف
میشود. برخی صورتها و فُرمهایی که یک ایدئولوژی در قالب آنها ابراز و بیان
میشود، رایج تر و متداول تر میشوند. نشریات و فعالیتهای انتشاراتی رونق
میگیرند، تشکیلات یا سازمانهای تولید کنندهٔ فرهنگ از ابتکار و کنترُل
بیشتری بر راههای دستیابی شان به منابع برخوردار میشوند و در ایجاد ساختار
های پاداش و انتظار خاص خود مستقل تر میشوند. در نتیجه، نه تنها یک
ایدئولوژی خاص تولید میشود و نه تنها این ایدئولوژی با ایدئولوژی های رقیب
به رقابت میپردازد، بل که این ایدئولوژی به مؤلفه یا بستهٔ اندیشه یی
نسبتا" ثابت و پایدار در ساختار نهادیِ جامعهٔ مورد نظر مبدل میشود.
تمایز های مفهومی بالا به ما کمک میکند تا بتوانیم مفاهیم ناپرورده و
مهارنشدنی " ساختار اجتماعی" و " ایدئولوژی" را به گونهٔ مناسب در ارتباط و
پیوند قرار دهیم. مشخص و متمایزکردن شرایط محیطی، بافتهای نهادی و زنجیره
های کُنش از یکدیگر حاکی از اهمیت این موضوع است که باید دقیقاً مشخص ساخت
که چی چیزی از ساختار اجتماعی ممکن است بر ایدئولوژی تأثیر بگذارد. تفکیک
شرایط اجتماعی کلان جامعه به سه مقولهٔ تحلیلی یاد شده، نشانه های دقیقتر و
روشنتری در این زمینه که در کدام جا ها فرایند پیوند میان ساختار اجتماعی و
ایدئولوژی رخ میدهد، در اختیار ما میگذارد. به همین صورت، با ایجاد تمایز
تحلیلی میان سه فرایند تولید، گزینش و نهادینه شدن، میتوان با دقت بیشتری
نشان داد که شرایط اجتماعی چی گونه بر محصولات ایدئولوژیک تأثیر میگذارند.
متمایز کردن فرایند های تولید، گزینش و نهادینه شدن این امکان را فراهم می
آوردتا بتوانیم به طرح چند استدلال فرعی در زمینهٔ راهها و ساز و کارهایی
بپردازیم که به واسطهٔ آنها شرایط اجتماعی و برخی ایدئولوژی های مشخص در
پیوند با یکدیگر قرار میگیرند. یکی از ویژه گیهای هر یک از دوره های تغییر
فرهنگی یاد شده، افزایش چشمگیر در حجم کلی کتابها، جزوه ها، سخنرانیها،
موعظه ها، رساله های سیاسی و دیگر اشکال رسمی تولید فرهنگ است. بنابرین،
طرح این پرسش که چی شرایطی این افزایش در تولید را تسهیل کرد- بدون توجه به
محتوا یا میزان واقعی این تولیدات- مهم است. در کُل، باور به این است که
افزایش در میزان تولید محصولات فرهنگی در هر یک از دوره های تغییر فرهنگی
تا حدود زیادی نتیجهٔ افزایش کمکها و حمایت های سیاسی و همچنین تغییرات
ایجاد شده در درون دولتها بوده است که کاهش قدرتِ مراجع رسمی فرهنگی را
ایجاد کرده است و سانسور مهار شده است.
بر علاوه، جنبهٔ مهمی از این استدلال اینست که محصولات تولید شده از دامنهٔ
تنوعِ محتوایی و صوری نسبتاً گسترده برخوردار بوده اند. با به میان آمدن
مکاتب فکری رقیب سطوحِ بالاتری از تولید و خلاقیت را به وجود آورد.
بنابراین، باید بیش از آن که همچون پژوهشگران تاریخ اندیشه به بررسی محتوای
اندیشهٔ اصلاح دینی یا ریفورماسیون اروپایی، روشنگری یا اِنلایتمِنت و
سوسیالیزم بپردازیم، توجه خود را به شرایطی معطوف کنیم که در آن " تنوع" در
تولید محصولات فرهنگی امکان پذیر میشود. در پیشتر خواهیم دید که به میان
آمدن مکاتب فکری رقیب تا اندازه یی ریشه در تنوع محلی و منطقه یی بافتهای
نهادیِ دارد که این مکاتب در آنها تولید میشوند. همچنان خواهیم دید که
بافتهای نهادی چی گونه در برابر برخی ژانر ها، سَبکها و درونمایه ها، برخی
دیگر از ژانر ها، سَبکها و درونمایه ها را " انتخاب" میکنند.
بهتر است که مسأله ٔ نهادینه شدن را از دو مسألهٔ تولید و انتخاب جدا
سازیم. دستیابی ثابت و دایمی به منابع، شبکه های ارتباطی، تشکیلات و
سازمانهای رسمی، استقلال و کنترُل فرایند های ارزیابی و بحث یا گفتمان از
مؤلفههای مهم نهادینه شدن اند. در هر یک از سه مورد یادشده با انجام
مقایسه های نظام مند یا سیستماتیک خواهیم دید که روابط تولید کننده گانِ
فرهنگ با دولت، چی گونه بر توان آنها برای نهادینه ساختن شکل های جدید
ایدئولوژی تأثیر گذاشته است. فرایند نهادینه شدن تا حد زیادی به بسته گی به
وجود یک نظم سیاسی با ثبات دارد که بتواند منابع مادّی لازم را فراهم آورد.
اما فرایند نهادینه شدن همچنان خواهان این است که تولید کننده گان فرهنگ تا
اندازه یی استقلال خود را از حامیان شان حفظ کنند. بخشی از این توازن،
توازن میان وابسته گی به دولت و مستقل بودن از آن، به طور ضمنی یا هم
ناخواسته، در نتیجهٔ ویژه گیهای نظم ساختاری به وجود می آید. منظور اینست
که بخشی از این توازن نیز به دلیل ائتلاف های متغیر درون دولت و نخبه گانِ
حاکم حاصل میشود. بخش دیگرِ این توازن نیز به وسیلهٔ راهها و ساز و کارهایی
به دست می آیند که اندیشه ها در پیوند با نظمهای ساختاری قرار میگیرند.
[در شمارهء آینده بحث افق اجتماعی، قلمرو گفتمانی و کنش نمادین پیشکش خواهد
شد.]
|