کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

            خالده تحسین 

    

 
رویای غرور

 

 

آخرین بار که از شاخه پریدم، شب بود
آخرین بار که آن پنجره،دیدم، شب بود

آخرین بار که گردی شدم و خاک شدم
آخرین بار که آتش شدم و پاک شدم

آخرین بار که باریدم و باریدم تند
آخرین بار که خندیدم و خندیدم تند

آخرین بار که آن کوچه و شهر را دیدم
خوشه‌ی یاسمن یخن شب را چیدم


آخرین بار که با حافظ و با عشق و رباب
با دوبیتی مغنی و غزل‌واره‌ی ناب

همه شب شور شدم،شعر شدم،مست و خراب
سوژه‌ی نقش نگاری و صراحی‌یی شراب

آخرین بار که دریا شدم و موج شدم
شور رویایی و دنیای پر از اوج شدم


آخرین بار که پروانه شدم باغ ترا
در دلم سوختم، اندوختم آن داغ ترا


آخرین بار که رویای غرور را دیدم
مرغ زیبای همان دره‌ی دور را دیدم

آخرین بار که از شاخه پریدم، شب بود
آخرین بار که آن پنجره، دیدم شب بود

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل ۴۷۷         سال بیست‌‌یکم        حمل     ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی        اول اپریل   ۲۰۲۵