شاید دوباره سبز شود شورهزار مان
امّید سر زند به دلِ سوگوار مان
باران اگر به مزرعه یک بار سر زند
رقص آورد به آینهی جویبار مان
رنج و سکوت و این خفقان تا همیشه نیست
ققنوس سر برآورد از روزگار مان
ما رنجنامههای جهانیم و کس نخوان٘د
با اینکه سدهها شده از انتشار مان
شاید ترانههایی که در خون سرودهایم
روزی گلی شکفته شود بر مزار مان
مژگان فرامنش
|