همدلان کابل ناتهـ

Deutsch

دروازهً کابل
 

 

 

 

 

 

جناب میر اسمئعیل مسرور نجیمی فراتر از آنکه شاعر فرزانه و نویسنده توانای کشور است، بانکدار مجرب نیز بوده و عمر درازی را در بانک ملی افغان منحیث نخستین بانک تجارتی افغانستان ـ کار کرده، در نبشته زیرین، او یادی از همکاران هندو و سکهـ بانک ملی نموده، که حاوی حرف های دلچسپ میباشد.

 

یادی از همکاران هندویم

 

نبشته از میر اسمئعیل مسرور نجیمی

 

 

قبل از آن که یادی از همکاران هندویم بنمایم، لازم میدانم، مختصر در مورد مؤسسه که سالهای زیاد در آنجا خدمت صادقانه انجام داده ام، معلومات ارائه کنم تا خواننده فرهیخته را اگاهی نکو حاصل آید.

محل کار ما یک شرکت سهامی بود که به اشتراک عده ای سرمایه داران ولایت هرات در شهر کابل ایجاد و به منظوری دولت (حکومت وقت) شروع به کار کرد، در مرحلهء اول در سرای زرداد واقع در چته بازار پل خشتی فعالیت داد و ستد پولی بعمل آورد و در مرحله دوم تعمیر بزرگی در لب دریای خیابان کابل که به دستگاه تنویرات ارتباط داشت، به کرایه گرفت و فعالیت پول و انکداری را بنام شرکت سهامی دنبال کرد.

رئیس شرکت سهامی عبدالمجید خان زابلی و متساهمین، دوست محمد ایماق، غلام حیدر مختار زاده، حاجی عبدالخالق کندهاری، سید کریم هروی، بابه محمد عمر و چند فرد دیگر بودند.

همه یک فکر، یک نظر، یک مرام و خدمت به مردم و بنای بانک و صرفه جویی پولی و سهیم شدن و سهمگیری و مالک سهم بانکی گردیدن، تجار پیشه ها، سرمایه دارهای سرشناس کابل، کندهار، هرات، مزارشریف، اندخوی و میمنه را با سایر مناطق افغانستان دعوت کردند. همرای مؤسسین شرکت سهامی چند روزی بحث و مذاکره کردند و موافقهء برآورده شدن مطالب را دسته جمعی به جا آورند و نتیجه بر آن شد که زمینی خریداری و نقشه تعمیر بنام بانک ذریعهء مهندسین داخلی یا خارجی ترتیب گردد. بعد از اجازه خرید زمین و اعمار تعمیر بانک بالای زمین مطابق نقشه مرتبه کار صورت گیرد. از حکومت اجازه گرفته شود و به اتمام برسد.

زمین از شخص بنام فخیمابیگ خریده شد، تعمیر بزرگ به اساس نقشه منظور شده اعمار گردید و بنام (بانک ملی افغان) به منظوری حکومت و تصویب هیأت مدیرهء متساهمین، شروع به فعالیت پولی و بانکداری، افتتاح حساب های جاری، پس انداز، امانات مفادی و خزانه عمومی تحت نظر مدیریت عمومی نمایندگی کابل ـ کرد.

مدیریت های عمومی محاسبه، مامورین، تحریرات، کریدت (قروض) تنظیمات، کنترول، بارچالانی، موسسه خیریه و نمایندگی های خارجه ( افغان نشنل بانک لندن، افغان امریکن نیویارک، بانک ملی همبورگ، افغان نشنل بانکهای کراچی، چمن و پشاور قبل از بوجود آمدن پاکستان افغان نشنل بانک بمبی در هندوستان ـ نمایندگی های داخله، شهری سانگه سرای محمد قومی کابل، کندهار، هرات، مزارشریف، اندخوی، میمنه، خان آباد و پلخمری ـ به شمول بودجهء کل، منظور، کارمندان نمایندگی داخله و خارجه تعیین و بکار منسوب شدند.

از آن جاییکه در بانک وظایف گوناگون تا معاونیت مقام ریاست عامل را به عهده داشتم، چه در مرکز یا ولایات با کارمندان و همسلکان زیاد افتخار همدلی دارم، مناسب دانسته میشود که در بخش کارفرما و کارمند از کارفرما و کارمندان برادران هندو و سکهـ، که عمری صادقانه، علاقمندانه و دور از تعصب بی الایشانه در آنجا خدمت کرده اند، یک یک، فرد فرد، یاد آوری و نام برد و نوشت:

             ۱-    محترم دیوان حکم چند، تحصیل کرده المان، رشته پول و بانکداری (بخش اقتصاد) به زبانهای آلمانی و انگلیسی قویأ صحبت میکرد و پخته می نوشت و سانسکریت و فارسی دری را خوب میدانست و نوشته میکرد.

ماموریت های بانک ملی شان، مدیر عمومی نماینده گی کابل، نماینده بانک ملی در لندن، نماینده بانک ملی در افغان نشنل بانک بمبی، معاون آدارهً افغان امریکن نیویارک، آمر افغان بانک هامبورگ، معاون تجارتی مرکز بانک، کفیل ریاست عامل بود. او عضویت سازمان سیاسی وطن (جمیعت وطن) که میر غلام محمد غبار مؤسس آن بود، حاصل کرد، انسان روشنفکر و فرهیخته بود. پسر کلانش در امریکا و پسر دومش پرکاش کارمند وزارتخارجه در زمان زعامت پرچم و عضو حلقهء پرچم میباشد.

             ۲-   دیال چند، تعلیماتش لیانس رشته بانکداری در سویس، شخص مهربان، قدر دان بود. زبان آلمانی به سویه عالی میدانست و صحبت میکرد. به فارسی دری وارد و خوب می نوشت. بحیث معاون مدیریت عمومی کریدت در مرکز بانک ملی ایفا وظیفه می نمود.

             ۳-   خان چند، کارمند حسابجاری، آمر ارتباط، مدیر عمومی حسابجاری در بانک ملی افغان کابل بود. فارغ التحصیل لیسهء امانی بود. زبان المانی را خوب میدانست، تحریر و تکلم میکرد. فارسی دری را بلد بود، خوب می نوشت.

             ۴-    ایشور داس لیانس انستیتوت ادارهً صنعت بود، سالهای را در آن دانشکده استاد نیز بود، کارمند دایره تدقیق و مطالعات و در آواخر منشی مجالس اداری بانک نیز بود، مدتی در انستیتوت بانکداری نیز وظیفهً تدريسی داشت. زبان المانی را میدانست. رشته نویسنده گی را میداند، قلم بدست است، انسان حلیم، بردبار، متواضع است. به بزرگان اهل قلم و شعرا احترام ارزنده و فزاینده دارد مضامین خواندنی اش در نشریه های بیرون مرزی بلاوقفه نشر مییابند.

             ۵-   شیورام، دوازده پاس لیسه امانی و کارمند شبعهء بارچالانی بود در آغاز کودتای ثور، کوتاه مدتی معاون تجارتی بانک به اساس رفاقت شخصی تعیین گردید. چون کفایت وظیفوی و بانکداری نداشت، بعد از رخداد ششم جدی، بر طرف و به کار شخصی در سرای شهزاده مشغول شد.

             ۶-   سریندر کمار، درجه تحصیل مکتب ابتدائیه، در بانک اولأ بحیث شاگرد گرفته شد. بعدأ کارمند در شعبه اجرائیه کریدت مؤظف گردید و مدت زمانی اجرای وظیفه کرد. استعداد و پشتکار داشتن، بخش های مختلف کریدت را دنبال و آموخت. هیأت عامل بانک ملی افغان، با در نظرداشت استعداد و ذکاوتش، رتبهء مدیریت را برایش منظور در ختم ماموریت به مدیریت عمومی کریدت نایل شده، توانمندانه کار میکرد و مالک جایداد و پول بی شماری از بخششی های مشتریان شبعهء کریدت گردید. از طرف هیأت عامل بانک، بورس کوتاه مدت کشور المان به وی داده شد که از آن بورس خیلی استفاده معلوماتی کرد.

             ۷-   ارجنداس کپور، برادر دیوان حکم چند خان، به صفت ترجمان زبان انگلیسی یا جرمنی در مدیریت کریدت و دایره تلگرامات ایفای وظیفه میکرد. سخت آدم مذاقی بود.

             ۸-   نند لال (نند جان)، در مدیریت های کریدت، محاسبات وتنظیمات بحیث کارمند اجرای وظیفه می نمود. آدم فقیرمشرب، خلیق و بی نهایت انسان دوست و مهربان بود. او هم برادر حکم چند خان بود.

             ۹-   آشوک کمار، پسر بالمکند داس داکتر و استاد دانشکده طب، برادر زادهً محترم حکم چند خان. درجه تعلیم ابتدایی داشت، نخست بحیث کارمند در شبعه ارتباط تعیین و کار میکرد، در شعبه مامورین مدت طولانی کار کرد. بعدأ در دایره حسابجاری تا سرحد معاون مدیر ارتقاء رتبه کرده، صداقتمندانه کار کرده و جوان با درک و خوشنیت است. با بزرگان احترام بجا می آورد.

            ۱۰-  نند کشور، کارمند تنظیمات، کارمند شهری سانگه بانک ملی در سپین زر. آدم حکیم، مردمدار و نیکو خصلت است. در آواخر بحیث مدیرعمومی تنظیمات و پسانها مدیر عمومی ارشیف بانک مقرر شد.

            ۱۱-  راده مل (لاله رادو)، مرد قد بلند، خیر اندیش، دارای صفات نیک، مردمدار بود. میان مسلم و هندو، سخاوت پیشه، صراف داد و ستد پول در مرکز بانک و چندی در نماینده گی کندهار، شهری میوند و تا ختم زنده گی به این شغل مصروف بود و مرد خراباتی یاد میشد.

            ۱۲-    نند لال، مرد قد بلند، آرام، خوش خلق، رویهء نیک داشت. در مرکز و شهری سانگه ها کار کرده است.

            ۱۳-    دمودر داس، مرد ملایم مزاح خنده رو بود. با هرکس پیش آمد نیک داشت. در مرکز و شهری سانگه ها کار می نمود.

            ۱۴-  تهاری لال، جوان رسیده نیک اندیش، دارای سجایای نیک انسانی و صفای نیت است. دوستان زیاد از مامورین جوان و کهن سال داشت.

            ۱۵-  دیوان چند، مرد تنومند، با مراجعین رویه نیک و احساسات عالی اخلاقی و کار داشت. برادر بزرگ او دیوان مانک چند تا رتبهء دوم در بانک مرکزی (د افغانستان بانک) کار کرد، انسان بزرگمنش بود.

            ۱۶-    تیک چند، صراف خوش خلق بود. در آواخر گاه گاهی شوق حزبی شدن به او غلبه میکرد.

            ۱۷-  راجا سنگهـ، خزانه دار عمومی مرکز بانک ملی افغان بود. مرد معمر توانمند، صادق، امانت دار و راست کار بود. مورد اعتماد و احترام رئیس عامل بانک محترم عبدالمجید زابلی، معاون عامل غلام حیدر مختار زاده و خیرمحمد خان و دیگر بزرگان بانک بود. پسر ارشد او رام سنگهـ نیز شخص صادق بود. راجا سنگهـ در زمان جمهوریت داوود خان چشم از جهان پوشید و عوض آن رام سنگهـ تعیین شد که کنیه سنگهـ معاونیت او را به عهده داشت.

            ۱۸-    موتی سنگهـ، سالهای زیاد در شهری میوند ایفای وظیفه میکرد.

            ۱۹-    رام سنگهـ، تحویلدار اموال بارچالانی بانک بود. انسان دوست و مردمدار بود.

 

خاطره و صفات نیک و برخورد عالی همکاران و همسلکان همواره در ذهن انسان می ماند. خاطرات شان سبز باد.

 

 دروازهً کابل