کابل ناتهـ، Kabulnath






























 

 

 

 

 

فاروق فارانی
 

faranisaid@aol.com

   

 

 

 

 

 

گسستن ازحیوانیت تبارگرایی

 

 

 

  درین روزها از جانب سازمان ملل متحد روز مبارزه علیه تبعیض های گوناگون اعلام گشته است که نمیدانم منظورشان در واقع امر از  تجلیل تبعیض میباشد یا تقبیح آن ؟
 

من چندان به افکار ملل متحدی دلبستگی ندارم. ونه تنها این، که دلبستگی درین زمینه نیست، بلکه معتقدم که اگر این سازمان خود بزرگترین ارگان برای اجرای تبعیض نژادی وغیره نباشد، بیشک یکی از بزرگترین اینچنین ارگان ها خواهد، بود .
 

  بیینیم جنایتکاران جنگی صرب را درمحکمه هاگ میکشانند. اول آنها را میدزدند  و بعدا هم که آنچه میخواستند به مراد دل شان حاصل نشد به سادگی آنها را قلبا میسکتانند! زیرا بزرگترین گناه آنان این نیست که در یوگوسلاویا چه کرده اند . بلکه گناه کبیره و نابخشودنی آنها این بوده که باشاره سر ناتو عمل نکرده وبدتر از آن در مقبل آنان بینی به بینی ایستاده شده اند .

  بلی اگر جنایت جنگی در برابر مردم بیدفاع گناه اصلی میبود، طالبان باید  بسیار پیشتر از 11 سپتمبر در مقابل میز محاکم فراخوانده میشدند که دیدیم چنین نشد و انتظار آن هم یک امید عبثی بیش نبود .

  از آن هم که بگذریم با  همین دستکش سازمان ملل چه صورت گرفت ؟

  در شرایطی که جنایتسالاران جهادی و ملیشه ی افغنستان که از ترس برادران همفکر و همریشه طالبان شان و بعدا از هراس آمریکای انتقامجو، موش گشته بودند با  تزریق هرچه در امکان طبابت مسیحایی استراتیژی های اربابان سازمان ملل بود، (برعکس میلوسویچ بخت برگشته) از سکته قلبی و مغزی محتوم تاریخی شان نجات داده شده و حتی بر دوش ملت سوار ساخته  شدند .

  آنها  به این هم بسنده نکرده علاوه بر میلیاردها کمک به این موشهای شیر ساخته شده، آنها را اجازه دادند تا ملت و مردم را تکفیر کنند و خود و آدمکشان آیشمنی خود را بنام "قهرمان" بفروش برسانند.

 این مساله چنان روشن ودر عین حال شرم آور است که پنهان کردن آن از حیطه اراده اربابان جهان هم فراتر رفته است. چنانکه مطبوعات غرب هم گاهی به این ننگ ملل متحدی و بالا سر نشینان آن خرده میگیرند و وجود آنرا مهر باطل بر تمام ادعا های "پیامبران " و از آن گذشته خدایان خود خوانده دموکراسی بازار، میدانند.
 

  از این حرف ها که بگدریم  وجود  تبعیض چند گانه  در افغانستان  چنان پدیده ی  با ابعاد تاریخی و اجتماعی گسترده ی است که مبارزه با آن تلاش و کوشش بسیار بزرگی را میطلبد.
 

  اگر طالبان برای جامعه هندو و سکهـ  علامتی به سبک ستاره زرد یهودی برای یهودان (در زمان حاکمیت هیتلری) در نظر گرفته بودند، شورای نظار، جمعیت اسلامی، حزب وحدت اسلامی مزاری و غیر مزاری، اتحاد اسلامی سیاف، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و خالص و ناخالص و غیره چوچ وپوچ شامل این "سونامی" نحس (ترکیب بسیار زیبای از جناب دکتور فقیر چند چندیوک)  در قدم اول تاراج جامعه هندو و سکهـ را فرض عین خود پنداشته و در قدم دوم یکی بر تکیه بر "حق حاکمیت همیشگی"  اما از دست رفته، دیگری بنام "بدست آوردن حقوق اقلیت ها" وآن دیگری هم بنام برتری زبانی و باز در دور دیگر وقتی نمایش "دین در خطر است" پایان یافته و بی مزه شده بود  برتری نژادی و مذهبی ( شیعه، سنی و اسماعیلی و غیره) را بر پرده خونبار تیاتر قتل و کشتار به نمایش درآوردند.
 

جالب است که در این اواخر یک نوع برتری طلبی دیگر نیز بر این مضحکه تراژیک افزوده گشته است: برتری کدام یک از همسایه های مرزی ویا همسایه های مَرَضَی آنطرف وادی ها و آنطرف ابحار!! ( در این زمینه نیز رگ گردن های بسیاری کبود  میگردند.)
 

بر پایه این وضع است که باید در رابطه تبعیض های گوناگون در جامعه ما، نه بر تکیه بر مواضع بازارگرانه غرب و نه بر پایه آشکار کردن یک نوع تبعیض برای پوشاندن نوع دیگر آن و یا برقرار کردن یک تبعیض جدید بجای یک تبعیض کهن ، مبارزه بی امان خود را بپیش برد .

درین زمینه متاسفانه روشنفکران بدلایل گوناگونی مقصرند. هم بدلیل توجیه تبعیضات و هم بدلیل سکوت بعضا توجیه گرانه و بعضا جبونانه شان .

اگر روشنفکر متمدن پشتون، صریحا تمام تبعیضات اعمال شده از طرف حاکمان پشتون و جنایت کاران هم تبار خود را، و یا روشنفکر تاجیک  جنایت کاران هم قوم  و نقش مدد کار پیشینیان نیمه حاکم خود را در زمان استبداد های گدشته، و روشنفکر عدالت پسند هزاره نقش جنایت کاران هم تبار خود را در حوادث اخیر و پیشینیان مددکار حاکمان گذشته را در سرکوب هزاره ها و دیگران نیز به همین منوال "فراموش" کنند و یا حتی به توجیه  مستبدان،  غارتگران، دزدان، ویرانگران و دهن جوال بگیران "خودی" بپردازند، این دور باطل و شیطانی تا همیشه ادامه خواهد یافت.

فکر تبعیض روا داشتن بر دیگران و پست شمردن دیگران با تکیه بر ادله "تاریخی" با تاسف ریشه عمیقی در روان اجتماعی ما دارد.
 

 ازینرو مبارزه علیه آن، انقلاب عظیم در روان ها و افکار را طلب میکند. آنکه در این زمینه میخواهد گام بپیش بگذارد لزوما و بدون هیچ پرده پوشی از آنچه مربوط تیره و تبار اوست نه با سکوت  و نه با توجیه بلکه با قاطعیت باید و باید و بازهم باید به انتقاد بیرحمانه بپردازد. در غیر آن هرچه آشکار کردن عیب های "طرف مقابل" مقبول باشد، سکوت در برابر عیب های "خودی" و بر تر از آن توجیه عیب های "خودی" اگر ناآگاهانه باشد حماقت و اگر آگاهانه باشد جنایتی در حد جنایت ِ جنایتکاران خواهد بود.


لازم نیست برای ما سازمان ملل بگوید که چه کنیم؟ لازم نیست  به دولت ها امید ببندیم که ماهیت خود را فراموش کنند و بیایند برای ما بودا منشانه خیر خواهی کنند .

این وظیفه روشنفکران و اهل آگاهی (که شامل مردم ساده پاک اندیش هم میشود) است که با گسستن ازحیوانیت تبارگرایی، روان اجتماعی را  پاکیزه سازند.
 

ما باید علیه انواع تبعیض ها چه دینی، مذهبی، جنسی، اجتماعی، قومی و همچنان علیه افکار تبعیض پسندانه تاریخی و غیر تاریخی در برابر مردم کشور های همسایه ما که در تاریخ منطقه با ما شریک اند، بی امان و با روشنگری مبارزه کنیم .

آنچه مربوط به جامعه هندو و سکهـ ما میشود، توجه زیادی را خواهان است. زیرا در  تبعیض اعمال کردن در برابر آنها متاسفانه همه تبعیض پسندان ومورد تبعیض قرار گرفتگان دیگر، همداستانند .

اجازه ندادن به مردم هندو و سکهـ در انتخابات پارلمانی که امکان آن را داشته باشند تا نماینده ِ از خود شان را به شورا بفرستند، نشان داد که سونامیست ها جهادی نه تنها از جنایات شان در این زمینه پشیمان نیستند، بلکه با نفوذ نیرومندی که از برکت سیاست امریکایی و"جامعه بین المللی" ( نام جدید تجاوز گران ) در دولت پیدا کرده اند، باز هم به تبعیض سیاسی و دینی خود ادامه می دهند.

در این میان جدال برسر کرسی ها از جانب جهادی ها به اوج رسیده است. اما همه ی اینها به اضافه روشنفکران قلمچی شان در زمینه این حق تلفی آشکار سکوت  کرده، صداقت کاذب شان را در امر دموکراسی خواهی و حق طلبی به نمایش میگذارند.
 

در صورتیکه جامعه ما بخواهد ازین پراکندگی بسوی پیشرفت انسانی گام گذارد، ممکن نیست این بخش از سرمایه انسانی، فکری و تخصصی وطن را برای این آرمان جلب نکنیم. ازینجاست که باید صریحا  تبعیضی را که علیه آنها صورت گرفته بر طرف کرده، زمینه آن را فراهم نماییم تا هموطنان آزاده هندو و سکهـ ما بخصوص آن بخش که در خارج از کشور اند، یقین حاصل کنند که هموطنان دیگرشان در برابر آنها وظایف خود را توجه کرده اند .

 

***********

بالا

دروازهً کابل

سال دوم          شمارهً ٢۵         مارچ/فبروری 2006