کابل ناتهـ، Kabulnath
|
داکتر رازق رویین
خنگ بت و سرخ بت
باران سالها و سالها و رویش گیاه های آفتابی کوه در کوه آوای گنگ ترا به نیایش نشسته اند
***
ای پیامبر دیرین ! ایستاده بی پا ! اکنون، کوههای بلند مشرق در زادن و در مردن و در خواب صبحگاهی خویش استواری دستان ترا نقشینه میبندند
***
ای شیوای مقدس ! عروس سنگستان بامیان ! به چه خاکستری اکنون بمویم که در آتش تنهایی تو سمندر گردم.
***
به کدامین دیاری یاران ناشناختهً ترا بریال باد های سرخ صدا کنم.
***
تندیسه های قرن تندیسه های بیفردا در عظمت خاموش تو چه کوچکند!
بامیان١٤ / ١١/١٣۵۷
********* |
بالا
سال دوم شمارهً ٢٤ مارچ 2006