کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 
 

   

نصیر مهرین

    

 
استراتیژی پاکستان در افغانستان، موفق است

 


چندی پیش دونالد ترومپ و پسانتر تنی چند از همکاران او، پاکستان را هدف سرزنش آمیز قرار دادند که درمبارزه با تروریسم به عهد خویش وفا نمیکند، اما پول هنگفتی را از ایالات متحدۀ امریکا به دست می آورد. مقامات پاکستانی واکنش سریع ولی خود دارانه نشان دادند. زیرا این شم سیاسی وارزیابی از ترومپ را دارند که بنابرسرشت زنده گی سرمایه دارانه اش، در مراودات جهانی نیزبیشتر به آن می اندیشد که تادیۀ پول امریکایی چه سودی را درقبال دارد. محتمل است که به تدریج مشاوران وی او را در جایگاهی قرار بدهند که میان مصرف پول امریکایی و نیاز آقایی امریکا بر جهان، هماهنگی های سیاسی- استراتیژیک را دریابد.
مسافرت مقامات دپلوماتیک پاکستانی به امریکا و برخی قراین دیگر حاکی از آن بود که امریکا تغییری در پالیسی پاکستان را تقاضا دارد. اما این تغییر، حذف سیاست کشمیر خواهی وهند ستیزی، گسست از روابط دوستانۀ دیرینه با چین ویا توجه به برنامه های که رفاه مردم پاکستان را دربر داشته باشد، معطوف نبود. امریکا به ندای لابی های طالبان نکتایی دار و منظوری پاسخ داده بود که کلیه عوامل و فجایع ناشی از فعال شدن اعمال تروریستی را ناشی از پاکستان میدانند. نشانه گرفتن چند امریکایی از طرف تروریست ها نیز اسباب رسانه یی شدن و جلب توجه به تروریسم- پاکستان را فراهم نموده بود. حکومت های زیر نفوذ وفرمان ایالات متحدۀ امریکا درافغانستان نیز، همواره اعمال فاجعه بارتروریستی را با نکوهش پاکستان نشان داده اند.
اینک که هیولای انسانکشی فاجعه بارتر، کابل ومردم آنرا پیهم در ماتم نشاند، سفرهای وزیر داخله و رئیس امنیت ملی افغانستان به پاکستان وانتظار مسافرت هیأتی از پاکستان به کابل، موجــداین ذهنیت تواند باشد که گویا فشارهای امریکا بر پاکستان موفقانه بوده و افغانستان نیز دستاوردی در زمینه خواهد داشت!.
پیش از پرداختن به این ذهنیت وتبلیغ آن، شایان یادآوری است که هر نوع چشم پوشی از نقش پاکستان در ایجاد وسمت سودادن گروه های تروریستی مانند تحریک اسلامی طالبان و حزب اسلامی حکمتیار، نادیده گرفتن واقعیت های تاریخی- سیاسی و زمینه سازی های غمباری است که شاهد آن بوده ایم. اما جان سخن در اینجا است که آیا با ایجاد فشار؟! از جانب پاکستان بالای طالبان و یا وضع محدودیت ها علیه برخی از فعالان لجباز تروریست ها مانند تحریم مسافرتها وغیره میتواند، برای افغانستان، پایان فعالیت های تروریستی تلقی شود.
چند نکته در این پیوند سزاوار یادآوری اند:
- پاکستان در صورت ایجاد برخی محدودیت ها برای چند تند از "رهبران طالبان" دریافت پولهای امریکایی را تداوم می بخشد.
- پاکستان در حدودی در تارو پود ارگانهای مهم دولتی جمهوری اسلامی افغانستان به شمول نیروهای امنیتی آن، دست نشانده ونفوذی دارد که میتواند مدتها عامل منافع پاکستان باشند.
- پاکستان کاملاً دریافته است که با استفاده از عمال خویش، زمینه های اِعمال نفوذبیشتر در افغانستان دارد. هنگامی که انسانکش شناخته شده ومشهور حکمتیار از راه پشت پرده صاحب آرگاه وبارگاه شد، پاکستان این موفقیت خویش را تداوم می بخشد.
- تا آنجا که اطلاعاتی در دست است، گذشته از اینکه برخی رهبران جنایتکار طالبان همین اکنون در کابل وخارج آن از امتیازهای بسیاری بهره مند استند، در زمینۀ قناعت دادن سرکشان نیز فعال بوده، آنها را متقاعد می سازند که راه گرفتن قدرت بسیار سهل است. زیرا حکومتداران در زیر پای شما قالین سرخ می گسترند. انسانکشی شما نیز به ثمر نشسته است.
- . . .
بنابر آن در صورت وضع پارۀ محدودیتها، استراتیژی سلطه جویانۀ پاکستان در افغانستان آسیبی نمی بیند.
اما اگر موضوع را از منظر نیازهای مردم افغانستان در نظر بگیریم، این پرسش مطرح مشود که آیا اسباب وعوامل اصلی تروریست زایی و مردم آزاری ها در افغانستان با این سیاست ها پایان می یابد؟
بنابر دلایل بسیار نمیتوان چنین انتظاری را داشت. زیرا، به رغم نقش پاکستان، ذهنیتی که تروریست را تولید وبازتولید میکند، درافغانستان است. مثال حزب اسلامی را درنظر آوریم. باورداشت هایی را که حکمتیار و هم اندیشان وی نماینده گی و پیاده نموده اند، تغییری ندیده است.
فرهنگ خشونت گستری، نفرت زایی، بدبینی گسترده، عدم اعتنای اندک به فرهنگ احترام اجزای قومی، ملی ومذهبی در افغانستان، که عمدتا از طرف محافل تنگنظر و طالبان دوست اشاعه یافته وبا پیگیری زیانبار ادامه یافته است؛ کارکردهای فاجعه بارتری را در چشم انداز میگذارد.
مثالی بیارویم:
تصور نمائیم که پاکستان با تعدیل اندک رفتار با طالبان، برای آنها محدودیت وضع نماید، آیا برای این همه سران حکومتی وپرورش یافته گان پسین سالیان که با داشتن قدرت حکومتی - دست نشانده گی، اشخاصی مانند حامد کرزی و اشرف غنی و بهره گیران دسترخوان فتنه زایی میتواند محدودیت وضع نماید!؟
خارج از این حلقه ها، شکل گیری نهادهای مافیایی، حضور اذیت بار ومزمن فساد را که با مهندسی غلط برنامۀ اقتصادی زلمی خلیلزاد و اشرف غنی و دستور دهنده گان آن، شاهد هستیم؛ ایا پاکستان پایان میدهد.
حکومتی که با توطئه ودسیسه اخته شده است، همکاران تروریست ها را با لجاجت بر مقام های خائنانۀ شان ابقا میکند و سربازان مظلوم را گوشت دهن توپ، از طرف پاکستان باید اصلاح شود!؟
ازینرو نباید با این بازی های فریبنده، عوامل اصلی- درونی نابسامانی ها به فراموشی سپرده شود. دستگاه های دولتی افغانستان با رفتار مردم آزارانه ازطرف خود وطنداران خائن به وطن، چنان نهادینه شده اند که با تشخیص دقیق و یافتن مشخصات آن، شکایت از پاکستان – و نه تنها پاکستان بلکه بقیه کشورهای منطقه وعربستان . . .- میتواند به سامان بنشیند.
 

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل  ۳۰۵   سال  سیـــــــــزدهم                    دلــــو   ۱۳۹۶                       هجری  خورشیدی    اول فبوری  ۲۰۱۸