کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 
 

   

‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍رشید بهادری

    

 
تمکین فلسفه‌ی دیروزی از دانش امروزی

 

 



پژوهش ها ٬ کاوش ها و یافته های دانشمندان در این قرن بیست و یکم بدانجا رسیده است که فلسفه ٬ منطق و حتا عقل را که از زمان نظریه پردازان فیلسوفان یونان باستان تا پایانی قرن پانزده و آغازین قرن شانزدهم ٬ پدیده های ارزشمند و راه گشای انسان می انگاشتند ولی پس از آغاز عهد رنساس یعنی در پی همین چهار صد سال پسین از اثر دست آورد های علمی که انگیزه ی سیر تکاملی انسان ها و پیشرفت های شگفت آور در همه ی عرصه های زندگی را فراهم ساخت ٬ سایه علم ودانش انسان چنان بر فلسفه که پیوسته حرف اول را می زد چیره گشت که راه گشا بودن اش را زیر سوال برده و کاربرد از آنها را به چالش می کشند. این اقدام آنهم پس از چندین سده که گمان می بردیم فلسفه ٬ منطق و عقل در تبانی با هم نیازمندی های هر جامعه محسوب می شد نه تنها پاسخگوی نمی باشد بل در برخی از حالات ما را حیرت زده هم می سازد چنانچه فیلسوف نامدار فرانسوی آلبرکامو در کتاب افسانه سیسیفوس ٬ ایده ی منطق و عقل در پهنای فلسفه را به چالش می کشد و محدودیت های درک ما انسان ها از جهان را به خوبی تشریح می کند و در همین کتاب در جای دیگری با ارایه از مثال های باورمندانه چنین وانمود می کند که فلسفه پدیده ایست بی فایده و متناقص از آنچه ما برداشت داشته ایم و یا در تصور ما می گنجد هر چند این کتاب سال ها قبل به تحریر آورده شده است اما من می خواهم با ارایه یی از رویداد ویروس کووید ۱۹ (کرونا) آنچه را او از عقل و منطق در سیطره ی فلسفه زیر پرسش برده است یاد کنم. گویند وقتا تعداد مریضان مبتلا به مرض کرونا در کشور ایتالیا رو به افزایش گذاشت با آنکه دولت و حکومت ایتالیا تمامی سعی و تلاش خود را به خرچ دادند و محدودیت های بی حد و حصری را از بهر قرنطین ایجاد کردند اما با آنهم تعداد مریضان به حدی بالا رفت که دیگر از توان دکتران ٬ نرس ها و همه ی کارمندان صحی خارج شد و چون دستگاه مجهز به تنفس مصنوعی هم در آن مکان نبود که جوابگوی همه ی مریضان نیازمند باشد بنابران مسوولین درمان مرض کرونا ناچار بودند از سه نفر یکی را انتخاب کنند و این وجیبه سخت ترین کاری بود که وجدان بیدار اجرا کننده را ناراحت می ساخت و نمی توانست از سه نفر کدام یک را انتخاب نماید ؛ آیا سن و سال را در نظر بگیرد یا موقف اجتماعی و یا شاخص های علمی و موثریت فرد را در جامعه یا ...


از همین جا است که تعریف فلسفه از بیان یک حقیقت مسلم که پاسخگوی تمامی مشکلات و نیازمندی ها ابراز می شود به خودی خود پرسش را خلق می نماید. در همچو حالات عقل کل که مشکل کشای ما می باشد و به یاری ما می شتابد تا با درایت تصمیم بگیریم و با استدلال از بهترین شیوه آنهم با پا درمیانی منطق هر چه را از میان همه بهترین ارزیابی کرده ایم عمل کرده بسنده می نماییم ٬ در حالیکه علم و دانش امروزی هرگز بسنده کردن یا توقف را راه حل ندانسته و در هر مورد پیوسته به شک و تردید ارجحیت میدهد و با این دیدی شکاکانه است که روند را در فلسفه و منطق عقلانی نپنداشته و ساز و کار را مطرود میداند. در استناد به همین نسخه است که آلبرکامو روی آن انگشت میگذارد و میگوید که دیگر فلسفه در برابر دانش و معرفت امروزی زانو زده و سر فرو آورده است.


از آن جایی که جولانگاه زندگی در سیاره ی ما و در کل جهان هستی چنان گسترده و پهناور است که ما به هر پیمانه یی دنبال حقایق باشیم هنوز از صد ها ٬ هزار ها و میلیون ها گره های پسین را باز نکرده ایم اما خوشبختانه دانش امروزی و خرد جمعی انسان های فرهیخته با پیگیری از تلاش های ممتد ٬ سازنده و به ویژه شک کردن های پیاپی امکان را برای باز نمودن این گره ها فراهم و تسهیلات را برای فراورده های پسین مهیا خواهد ساخت.
باید افزود که کارگیری از منطق آنهم به مثابه ی ستونی از فلسفه را
البته در زمانی که با کمک عقل خوب عمل کرد و راه کشایی شد از برای علم و دانش ولی حالا با رشد تدریجی مغز و روشن شدن آشکار ذهن انسان ٬ عقل در پرتو دانش امروزی که آن را خرد نیز می توان نامید در تبانی با هم راهگشایی خواهند برای آسایش بشر.

پ . ن : در جمع بندی می توان اذهان نمود دانش امروزی جهان کنونی که ما از اثر پیگیری متداوم در امر ایجاد خلاقیت ها از بیرون و به کارگیری خرد انسان از درون (که به هر انسان تعلق دارد) در پیوند باهم نه به منظور رسیدن به حقیقتی که اگر به زعم خویش به آن هدف رسیدیم دیگر رهایش کنیم بلکه هر رویدادی را که نیاز به دریافت از حقایق نهفته می باشیم و یا احتیاج به آن باشیم باید هیچ گاهی بسنده نکرده و با ایجاد از شک و تردید آن را دنبال کنیم و همین شک کردن ها در هر بخشی و حالتی ما را وادار می سازد تا به راه آمده ادامه بدهیم و هرگز توقف نکنیم فلسفه ی دیروز در برابر دانش امروز تمکین نموده و خودش را ناتوان تر از آن می بیند. علم و دانش امروزی افزون بر فراورده های علمی و تخنیکی ٬ سطح زندگی مردم این کره خاکی را (بیرون از کشور های وابسته) با فرهنگی والاتر آراسته و به نمایش گذاشته است. پس دانش امروزی را باید ارج گذاشت چون هیچگاهی در هیچ برهه یی نمی ایستد نه چون فلسفه که چرخه اش ایستایی دارد.
(پایان)
 

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل ۳۶۵     سال  شانـــــــــــــــــــزدهم        اسد ۱۳۹۹      هجری  خورشیدی                 اول اگست  ۲۰۲۰