سالها پیش وقتی در شهر دهلی از جمله پناهندګان بودم ، یکی از کسانی که با آنها تماس داشتم ، هندو یی از افغانستان بود . بسیاری از اعضای خانواده او از چندین نسل در دهلی میزیستند . اقارب و خویشاوندانش به اصطلاح پدر در پدر هندی و از باشندګان هند بودند . برای او ، دهلی مثل کابل یک شهر آشنا بود . او دیګر در آنجا ، پس از ترک افغانستان ، از نظر من فردی از باشندګان اصلی دهلی شمرده میشد . به این ترتیب ، او با من و امثال من که در دهلی در بسیاری موارد احساس غربت و بیګانګی میکردیم ، فرق بسیاری داشت . روزی در حلقه دوستان با او در باره مشکلات افغانها در دهلی صحبت میشد ؛ در باره مشکل زبان ، مشکل نابلدی در شهر ، تفاوت های فرهنګی و امثال آن . در خلال صحبت رشته معنی ها در ذهن من کم کم می ګسیخت و ذهن من لحظه به لحظه
مغشوش تر میشد . مثلا او عنعنه و یا عادتی را مثال می آورد و میګفت ما چنین فکر میکنیم و من از خود میپرسیدم چرا این دوست ما، فرق بارز تری را بیان نمی کند .چیزی را که او بنام تفاوت یاد میکند ، افغانها هم دارند. با خود میګفتم وقتی او از طرز فکر و رسم و رواج خانواده هایش یاد میکند ، باید بر خصوصیت هایی انګشت بګذارد که افغانها آنرا ندارند . بالاخره صدای خود را بلند کردم و ګفتم این عادت هایی را که تو بر می شماری ، ما هم داریم . او با خونسردی به سویم نګاه کرد و ګفت بلی ما افغانها همینطور فکر میکنیم اما اینها طور دیګری می اندیشند . به یګبارګی عرق خجالت را در پیشانی خود حس کردم : خدایا این هندوی هم وطنم به حیث یک افغان ، فرق خود را با هندی ها بیان میکند و من با کمال غفلت او را در ذهن خود هندی شمرده ام . من فکر میکنم وقتی او ( ما ) میګوید منظورش هندو هاست . در حالیکه از نظر او ( ما ) یعنی افغانها . بسیار احساس
سرافګندګی کردم. هندوان و سیک های افغان جز جدا ناپذیر ملت ما اند . به آنها باید احترام فراوان ګذاشت . این روز ها آن ماده قانون انتخابات که حد اقل یک کرسی را در شورا برای هندو ها و سیک ها تضمین کرده بود ، حذف شد که خیلی ناګوار و دور از انصاف است . صدای حمایت ما از خواهران و برادران هندو و سیک افغان باید بلند تر باشد . در برابر تخطی از حقوق انسانی و بشری خواهران و برادارن هندو وسیک خود ، باید ایستادګی کنیم و بر ماست که برای تامین حقوق مسلم شان برزمیم . از اینکه می بینم حقوق این خواهران و برادران اقلیت مذهبی ما بی باکانه و در تاریکی تعصب های فرسوده و ننګین پامال میشود ، احساس سرافګندګی میکنم و اما زمانیکه می بینم آنان با وجود این فشار ها و خشونت ها ، چه قلبهای با صفا و دور از خشونت و کینه داشته اند ، به این صلح خواهی شان بخود میبالم . خواهران و برادران هندو و سیک افغان جز جدا ناپذیز ملت ما اند . خوشبختی
همیشګی و یک زندګی در خور شرافت و صلح خواهی شان ، نصیب شان باد . عنایت شریف |