|
در روزگاری که صدای حدود ۱۵ میلیون زن در داخل افغانستان با ستم و سرکوب
طالبانی خاموش شده، هر صدا، روایت، نوشته و کنش اجتماعی آگهیبخش، ارزنده و
مهم است. در این برههی زمانی زنان آگاه و فمینسیتان افغانستانی با نشر
مقالات و تحلیلهای روشنگرانه، پادکستها، گفتگوها، مصاحبهها، نشستهای
مجازی و… همواره تلاش کردهاند تا نقشی اثرگذار در تغییر رویکرد
سازمانیافتهی فرودستسازی عمدی زنان در جامعهی سنتی و مردسالار
افغانستان داشته باشند. تلاشهایی که همزمان با موجی از برچسپزنی، تحقیر
و اتهامپراکنی علیه آنان از سوی مدافعان بقای سنت مردسالاری که سالها از
زنان قربانی گرفته و آنان را به جنس دوم و فرودست بدل کرده است، مواجه
میشود. زنانی که از برابری، کرامت انسانی و حق انتخاب سخن میگویند، نه
با استدلال که با صفاتی تحقیرآمیز و سرکوبگرانه چون: «عقدهای»،
«مردستیز»، «احساساتی»، «روانی»، «بیسواد» و… سرکوب و ترور شخصیتی
میشوند. در واقع این برچسبها نه نقدی علمی و منصفانه، بلکه سازوکارهایی
برای خاموشکردن صداهای مطالبهگر و تلاش برای حفظ مناسبات نابرابر
قدرتاند. نسبتدادن «مردستیزی» به کنشهای برابریخواهانه و مطالبات مشروع
زنان نیز به عنوان حربهای آشنا و کارآمد در چنین شرایطی، در حفظ وضعیت به
نفع نظام سلطه و سرکوب بکار میرود و آن نیز به هدف تبدیل مطالبهی عدالت
به نفرتپراکنی بیشتر است تا اصل بحث به حاشیه رانده شود.
بقیه را در لینک مطالعه فرمایید
https://ravizan.com/18502/
|