کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

             زینت نور

    

 
فقط خودم را …

 

 

صفحه ی تازه یی از خودم می گشایم
… سپید تر از کف دستان بی خط خورشید
شروع میکنم به سیاه کردنم
از آغازِ خاکستر تا پایان قیر جاده
از سفال هایی که ریختیم
و تندرو نشد
از قطارهایی که مسافری نداشتند
از ایستگاه هایی که راه میرفتند در پارادوکسِ معنی
و دیوانه سوار میکردند درکابینِ بوسه
ازجفت هایی که می بریدند از هم

 

 در نیمه راه از مسافرهایی که نمیرسیدند

 

و پیاده می شدند
شروع میکنم به سیاه کردنم
از واژه های صدایی تو که کَرم میکرد در شعر
و نگاهِ نامرعی که پوستم را کشیده بود از سرم
از همه ماضی هایی که هستت را «بود» میکرد
و دیوانه میشدی در استمرار مداوم تکرارش از دهنم
شروع میکنم از پیراهنِ آبی که شانه هایم را بوسه نمیزد
بی شرفه ی دستانت روی پوست خشک صورتک
از شبهایی که خواب میشدی با من درخواب
از شعرهایی که می نوشتیم
دور از جفرافیای متروک نفسهامان
از صدای خنده های خودم
که برگشته بودند بی دهن زندگی
از زندگی که در معاد بعدیش  «من» میشد
اما نه، باید ناتمام بماند
باید مچاله ام  کنند اینها

من نیستم، تویی!
دوباره می نویسم
خودم را …فقط خودم ر

 

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل ۴۷۶         سال بیست‌‌یکم       حوت - حمل     ۱۴۰۳/۱۴۰۴     هجری  خورشیدی        مارچ    ۲۰۲۵