کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

              شیون شرق

    

 
پرنده‌ی رازگو؛ نگاهی به رمان «کاکه شش پر و دخترشاه پریان»

 

 

رهنورد زریاب از نویسنده‌گان پرکار افغانستان است، از او چندین رمان، تعدادی جستار و نزدیک به صد داستان کوتاه منتشر شده است. هم‌چنان، آثار زریاب در میان جوانان طرفداران خود را دارد، از این‌که به‌شکل ساده و روان نوشته شده‌اند، دارای سبک ویژه هستند و به‌موضوعات مختلف و اساسی پرداخته‌اند، بیش‌تر خوانده می‌شوند. در میان آثار او «درویش پنجم»، « کاکه شش پر و دختر شاه پریان» و «گلنار و آیینه» و مجموعه دوجلدی داستان‌های کوتاه‌اش مشهور است و مخاطبان زیادی دارد. رمان «گلنار و آیینه» او به زبان پشتو هم ترجمه شده و مورد استقبال خواننده‌گان این زبان قرار گرفته است.

«کاکه شش پر و دختر شاه پریان» رمانی است که زریاب در آن سبک «ریالیسم جادویی» را تجربه کرده و به‌ موضوعات روز، جزئی و از همه مهم‌تر، به زندگی و هستی پرداخته است. از مزیت این رمان، پرداختن به فلسفه زندگی است، موردی‌ که در بقیه آثار زریاب کم به‌چشم می‌خورد. زریاب در این رمان به‌طور حکیمانه به‌ فلسفه زنده‌گی و هستی، به تجربه‌زیستی و به آینده پرداخته و پیش‌گویی‌هایی در قالب گفت‌وگوهای حکیمانه ارائه کرده است. از دیگر مزیت آن تلفیق بومی‌گرایی و مدرنیته و تلفیق فلسفه، تاریخ، خیال و اسطوره باادبیات داستانی است.

خلاصه رمان


کاکه شش پر، در زمان پادشاهی امیر حبیب‌الله خان که لقب «سراج‌الملت و الدین» را هم گرفته، کاکه‌ نام‌دار شهر کابل است. زن و مرد و پیر و جوان و کودک کابل، او را می‌شناسند. کاکه شش پر مرد مهربان است و تلاش می‌کند عمل‌گرا باشد، صادق باشد، دست و دل باز داشته باشد و همواره کاری بکند که دلی را شاد بسازد.
و اما شبی، در گل باغ کابل، پرنده‌ای در زنده‌گی او راه پیدا می‌کند؛ این پرنده خود را «دختر شاه پریان» معرفی می‌کند و با آمدن‌ اش زنده‌گی‌ کاکه را یک‌سره، دگرگون می‌سازد. پر و بال این پرنده‌ شگفت و زیبا، رنگ‌های رنگین کمان را دارند و بر سرش، تاج کوچک هفت پری است-مانند رنگین کمان. دم دراز و دل‌فریبش نیز، به رنگ رنگین کمان است: سرخ، زرد، بنفش، آبی و… کاکه باپرنده آشنا می‌شود و آن را باخود به‌ خانه می‌آورد.
چند تنی به مادر او می‌گویند که این پرنده، زنده‌گی کاکه شش پر را تباه خواهد کرد؛ اما او خودش، پرنده را هم‌چون آیتی رحمت می‌داند که زنده‌گی‌اش را رنگ و غنا بخشیده است. پرنده سخت خردمند است؛ مانند آدمیان سخن می‌گوید، راز می‌بافد و از بسیار چیزها آگاهی دارد. در نهایت، کاکه شش پر مرید او می‌گردد. یک روز پرنده از ترس حاکم و سختی روزگار کاکه شش پر را تنها می‌گذارد و به پشت کوه قاف می‌رود؛ مدتی بعد کاکه از دنبال پرنده راهی می‌شود و سرانجام، پرنده را در خود پیدا می‌کند و در آن محو می‌شود.

درون‌مایه فلسفی و اسطوره‌ای


رمان «کاکه شش و دختر شاه پریان» دارای درون‌مایه فلسفی و اسطوره‌ای است، نکات فلسفی و برخوردهای اسطوره‌ای در رمان مخاطب را بسوی خود جذب می‌کند تا متن را ادامه بدهد و هم‌چنان مخاطب را با نکات فلسفی عمیق و موضوعات اسطوره‌ی آشنا می‌سازد. گفت‌گوهای دختر شاه پریان، یکی از شخصیت‌های محوری رمان، در مورد زنده‌گی، فلسفه‌ زنده‌گی و آینده و خرد علاوه از این‌که مخاطب را وادار به ادامه دادن نوشتار می‌کند، او را نیز با نسخه‌‌‌ای از زندگی و تجربه‌زیستن روبرو می‌سازد.
داستان باپند و اندرز همراه است و یادکردن موضوعات اسطوره‌ای و پندآمیز خواننده را به‌اندیشیدن می‌کشاند و باقراردادن خواننده میان گذشته، تجربه‌زیستی و آینده دنبال گفتن رازی برای اوست. به‌همین ترتیب، آوردن بحث‌های سیاسی، تاریخی و اسطوره‌ها رمان را از یک روایت ساده فراتر می‌برد. نویسنده با تلفیق تجربه‌زیستی خود با اسطوره و اندرز هم‌ذات‌پنداری بیش‌تری میان خواننده و رمان ایجاد می‌کند و هم‌چنان با این تلفیق، به روشن‌گری می‌پردازد و به مزخرفات می‌خندد. نویسنده در رمان به‌شاه نقش‌بند می‌خندد؛ به کاکه‌گی و خوش‌گذرانی می‌خندد و آن را نشانه فرهنگ عقب‌مانده می‌داند، به صاحب‌قرآن و آن لندهور می‌خندد، به تاریخ و به سیاست‌های امیر عبدالرحمان می‌خندد، تاریخ و تجربه را با خرد روبرو می‌کند، سرانجام خرد را دلیل برتری آدمیان می‌داند. این همه کار را توسط پرنده انجام می‌دهد.

به‌همین ترتیب، روایت را با سخنان فلسفی عمدتا سخنان سقراط و هراکلیتوس پیش می‌برد. نکات فلسفی عمیق و کوتاه در متن نهفته است. هراکلیتوس می‌گوید: «ما نمی‌توانیم دوبار پا در آب رودخانه‌ای گذاریم…» و جملات فلسفی را چنان باآب‌وتاب ذکر شده که خواننده هنگام خواندن تامرز اندیشیدن پیش می‌رود. با بیان سخنان حکیمانه و فلسفی از زبان دختر شاه پریان به‌فلسفه‌‌ هستی و ماندن در منجلاب آن می‌پردازد. «یک عمر به چی دل خوش کرده بودیم… به دروغ‌ها… به دروغ‌های بزرگ، دل بسته بودیم!»

تلفیق اسطوره، فلسفه، تاریخ و تجربه‌زیستی از ویژه‌گی‌های این رمان است که سبب محکم شدن روایت داستانی شده است.

ریالیسم جادویی در رمان


رمان «کاکه شش پر و دختر شاه پریان» کوشش زریاب در سبک «ریالیسم جادویی» است. اگرچه او در رمان «گلنار و آیینه»، «شورشی که آدمی‌زاده‌گان و دیگر جانورکان برپا کردند» و «سکه‌ای ‌که سلیمان یافت» نیز در مواردی از سبک ریالیسم جادویی کارگرفته، اما در رمان «کاکه شش پر...» بیش‌تر این سبک را تجربه کرده است.

ریالیسم جادویی از شیوه‌های جدید داستان‌نویسی است که در آن نویسنده از شاخصه‌هایی هم‌چون سحر و جادو، وهم و خیال و هم‌چنان از اسطوره‌ و نماد استفاده می‌کند. در کنار این موارد، استفاده از بومی‌گرایی،‌ رویاپردازی و... در بستر واقعیت نیز در این سبک مروج است. اولین‌بار نویسنده‌گان آلمانی از جمله نووالیس، فرانتس روه و ارنست یونگر در سال ۱۹۲۰م سبک جادویی را برگزیدند و در سال ۱۹۶۷م با خلق رُمان «صدسال تنهایی» گارسیامارکز، نویسنده کلمبیایی، این سبک شهرت جهانی یافت. علامه دستغیب، نویسنده ایرانی، ریالیسم جادویی را آمیزه‌ای از رویدادهای عجیب و غریب در متن توصیف کرده‌ است که در آن رویدادهایی فراواقعی و خیالی طوری در متن داستان با هم تنیده می‌شود که گویی اتفاق عجیبی رخ نداده است.
در این سبک، عناصر جزئی، خشونت، ناامیدی، عناصر فراطبعی و سنتی و حتا اسطوره بیش‌تر استفاده می‌شود. گاهی نویسنده‌گان سبک جادویی به تلفیق بومی‌گرایی و مدرنیته و تلفیق رویدادهای طبعی و فراطبعی پرداخته‌اند، زریاب نیز در رمان «کاکه شش پر...» این موارد را در نظر گرفته است.

رمان «کاکه شش پر و دختر شاه پریان» نسبت به داشتن عناصر وهم‌آلود و رازآلود، پرداختن به جزئیات زنده‌گی، پرداختن با یأس، ناامیدی، موضوعات روزمره و داشتن عناصر فراطبعی و اسطوره‌ای و هم‌چنان باداشتن رازهای حکیمانه و پندآمیز، به درستی توانسته است سبک جادویی را مراعات کند. ناپدید شدن دختر شاه پریان و تبدیل شدن کاکه شش پر به پرنده نیز از عناصر جادویی در این رمان است. می‌توان گفت که این رمان نمونه‌ای از ادبیات افغانستان است که در قالب «ریالیسم جادویی» نوشته شده است.

شخصیت‌های رمان

رمان دارای شخصیت‌های رازآلود، عادی و نمایندگان از جامعه عقب‌مانده است که هرکدام از این شخصیت‌ها به‌تنهایی خود، حمل کننده روایتی هستند.

دختر شاه پریان
شخصیتی است که چهره‌ای نامرئی دارد و به صورت پرنده ظاهر شده و خود را «دختر شاه پریان» معرفی می‌کند. او سخنان حکیمانه و عارفانه می‌گوید، به‌پیش‌گویی آینده می‌پردازد، حرف‌های فلسفی ابراز می‌کند و از خرد می‌گوید. این پرنده کاکه را نصیحت می‌کند و در نهایت کاکه مرید او می‌شود. پرنده در رمان شخصیت کاکه شش پر را به‌کمال می‌رساند، طوری‌که در اخیر کاکه دخترشاه پریان را در وجود خود پیدا می‌کند و در آن محو می‌شود، اما پرنده از ترس حاکم کابل به کوه قاف می‌رود.

کاکه ‌شش‌پر
کاکه شخصیت اصلی و محوری رمان است، او در دوران حکومت حبیب‌الله خان در میان مردم مردی صاحب نام و نشان و صاحب اعتبار و احترام بوده، از دولت‌مردان گرفته تا موچی‌ها، ملنگ‌ها، زنان و مردم عامه او را می‌شناسند یا با نامش آشنا هستند. کاکه در رمان مرد صادق، عمل‌گرا، شجاع و نماد از کاکه‌های کابل است. او در مردم‌دوستی و راست‌گویی نام دارد و الگویی از مرد صاحب اعتبار در جامعه است، اما هم‌زمان ساده‌لوح و عاشق اسطوره و افسانه‌های کهنه است، با پرنده (دخت شاه پریان) راز می‌گوید، قصه می‌کند و سرانجام در کنار پرنده تکامل پیدا می‌کند. از کاکه‌گی که خصلت جامعه عقب‌مانده است، دوری می‌جوید و بسوی خرد می‌شتابد و در نهایت، به پرنده تبدیل می‌شود.

مادر کاکه شش پر
مادر کاکه شش پر نمونه‌ای از زنان ساده، پاک‌دل و مهمان‌نواز کابل است. او همواره مثل هر مادری خوشی فرزندش را می‌خواهد و هم وغمش سربلندی کاکه است، حتا از نام و نشان کاکه خرسند است و او را بیش‌تر تشویق می‌کند تا میان مردم باشد، به فیصله قضایا بپردازد و برای آنها کمک نماید. از سویی هم، نگران حال و تغییرات در زندگی کاکه است، حرف مردم که برایش می‌گویند «صحبت با پرنده شگون بد دارد و کاکه را بگو از پرنده دوری کند»، نگرانش می‌سازد و سعی می‌کند برای کاکه بفهماند که صحبت با پرنده شگون بد دارد، اما در نهایت خودش با پرنده دوست می‌شود و سخنان حکیمانه‌ای از او می‌شنود.

قچ سپید رنگ کاکه شش‌پر
قچ کاکه سخن نمی‌گوید، اما سخندان است؛ حس دارد و شاد و ناشاد می‌شود، مطیع کاکه است و حرف‌شنو و مرید است. قچ نماد از حیوانی است که باصاحبش انس گرفته و در کنار او آرامش را حس کرده است. به‌همین ترتیب، از رنج‌های صاحب خود ناشاد و از خنده‌اش شاد می‌گردد.

امیر حبیب‌الله خان
موجودیت امیر حبیب‌الله در رمان اشاره به تاریخ مشخص کشور و به شاهان و زمام‌داران دارد. حبیب‌الله نماد از حاکم مستبد، عیاش و قاتل است، حتا تصمیم قتل دختر شاه پریان و کاکه را به‌خاطر این‌که در میان مردم شهرت نیک دارد، می‌گیرد. رمان اشاره به قتل هزاره‌ها توسط عبدالرحمان، پدر امیر حبیب‌الله خان می‌کند و فعل او را نکوهش کرده و جلوی حبیب‌الله خان او را به‌تمسخر می‌گیرد و به کارهایش می‌خندد.

رمان «کاکه شش پر و دختر شاه پریان» حاصل تجربه زریاب در سبک ریالیسم جادویی است. این رمان به موضوعات گذشته، روز و در قالب پیش‌گویی به آینده پرداخته است.

 

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل  ۴۷۳         سال بیستم       دلو     ۱۴۰۳         هجری  خورشیدی         اول فبوری    ۲۰۲۵